پایگاه خبری حیات – شهین مردانی؛ تحلیل مسیر توسعه و پیشرفت کشور بدون در نظر گرفتن نقش زنان اثرگذار، تصویری ناقص و یکبعدی از واقعیت ارائه میدهد. در سالهای اخیر، زنان ایرانی توانستهاند در حوزههایی چون علم و پژوهش، اقتصاد و کارآفرینی، سلامت و پزشکی، آموزش و فعالیتهای اجتماعی حضوری فعال و تعیینکننده داشته باشند. این حضور نهتنها به ارتقای شاخصهای توسعه کمک کرده، بلکه الگوهای تازهای از مشارکت اجتماعی و تخصصمحور را به جامعه معرفی کرده است.
شناخت و معرفی زنان برجسته ایرانی صرفاً بازخوانی موفقیتهای فردی نیست؛ بلکه بازتاب ظرفیتهایی است که در صورت دیدهشدن و حمایت، میتواند به سرمایهای راهبردی برای آینده کشور تبدیل شود. این گزارش در ادامه، با نگاهی تحلیلی به نمونههایی از این زنان و دستاوردهای آنها میپردازد تا تصویری روشنتر از سهم واقعی زنان در پیشرفت ایران امروز ارائه دهد.
زنان نخبه علمی؛ ستون مرجعیت علمی و آینده دانشبنیان کشور
در سالهای اخیر، یکی از مهمترین تحولات نظام علمی کشور، افزایش کمّی و کیفی حضور زنان در عرصه علم و پژوهش بوده است؛ حضوری که دیگر نمیتوان آن را حاشیهای یا صرفاً آماری تلقی کرد. زنان نخبه علمی امروز به یکی از پایههای اصلی تولید دانش، تربیت نیروی متخصص و پیشبرد مرزهای علمی کشور تبدیل شدهاند و سهم آنها در آینده علمی ایران، نقشی راهبردی و تعیینکننده دارد.
بر اساس آمارهای رسمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، زنان بیش از نیمی از جمعیت دانشجویی کشور را تشکیل میدهند و در مقاطع تحصیلات تکمیلی، بهویژه کارشناسی ارشد، سهم آنها در بسیاری از رشتهها از مردان پیشی گرفته است. این روند، طی یک دهه گذشته تثبیت شده و نشان میدهد که نظام آموزش عالی کشور بهطور مستقیم متکی به ظرفیت علمی زنان است. در برخی رشتههای علوم پایه، پزشکی، زیستفناوری و علوم انسانی، زنان نهتنها اکثریت دانشجویان، بلکه بخش قابل توجهی از پژوهشگران فعال را نیز تشکیل میدهند.
این حضور گسترده، به شکلگیری نسل جدیدی از زنان نخبه منجر شده است؛ زنانی که در کنار تحصیل، در پروژههای پژوهشی، فعالیتهای فناورانه و تولید مقالات علمی نقشآفرینی میکنند. دادههای پایگاههای استنادی علمی نشان میدهد سهم زنان در انتشار مقالات علمی ایران طی سالهای اخیر بهطور پیوسته افزایش یافته و در برخی حوزهها، پژوهشگران زن در زمره نویسندگان پرارجاع قرار دارند.
نماد برجسته این مسیر، مرحوم مریم میرزاخانی است؛ دانشمند ایرانی و نخستین زن برنده مدال فیلدز که نهتنها افتخاری ملی، بلکه نقطه عطفی در بازتعریف جایگاه زنان ایرانی در علم جهانی محسوب میشود. موفقیت او نشان داد که زنان ایرانی، قادر به حضور در بالاترین سطوح علمی جهان هستند.
در کنار این نمونههای شاخص، صدها زن پژوهشگر ایرانی در دانشگاهها، پژوهشگاهها و مراکز علمی کشور بهطور فعال مشغول تولید دانش هستند؛ پژوهشگرانی که دستاوردهای آنها در حوزههایی چون پزشکی، نانو، محیطزیست، انرژی و علوم شناختی، پیوندی مستقیم با مسائل ملی و نیازهای واقعی جامعه دارد. این زنان، با تعهد علمی و پشتکار حرفهای، سهمی قابلتوجه در پیشبرد دانش کشور داشتهاند و در بسیاری از موارد، مسیرهای نوآورانهای را حتی در شرایط محدودیتهای مالی و فشارهای بینالمللی گشودهاند.
در عین حال، توسعه این ظرفیت ارزشمند نیازمند تقویت برخی زیرساختها و سیاستهای حمایتی است. ایجاد مسیرهای شغلی پایدار، تسهیل ارتقای علمی، همافزایی میان نقشهای خانوادگی و حرفهای و گسترش حمایتهای هدفمند پژوهشی میتواند زمینه بهرهگیری مؤثرتر از توان زنان نخبه را فراهم کند. توجه به این مؤلفهها، نهتنها به تثبیت جایگاه زنان پژوهشگر کمک میکند، بلکه از اتلاف سرمایه انسانی نیز جلوگیری خواهد کرد.
از منظر توسعه ملی، سرمایهگذاری بر زنان نخبه علمی، بهمنزله تقویت توان رقابتی کشور در عرصه علم و فناوری است. تحقق اقتصاد دانشبنیان و دستیابی به مرجعیت علمی، بدون مشارکت کامل و مؤثر زنان امکانپذیر نخواهد بود. سیاستگذاری علمی کشور، هرچه بیشتر با نگاهی راهبردی به زنان پژوهشگر بنگرد و آنها را بهعنوان یکی از موتورهای اصلی پیشرفت علمی ایران در نظر بگیرد، افقهای روشنتری پیشروی آینده علمی کشور گشوده خواهد شد.
زنان کارآفرین؛ پیشران خاموش اقتصاد مردمی و نوآوری اجتماعی
کارآفرینی زنان در کشور، طی سالهای اخیر از یک فعالیت حاشیهای به یکی از مؤلفههای مهم اقتصاد مردمی تبدیل شده است. در شرایطی که بازار کار رسمی با محدودیتهای ساختاری مواجه است، زنان کارآفرین توانستهاند با تکیه بر خلاقیت، مهارت و سرمایه اجتماعی، مسیرهای تازهای برای خلق ارزش اقتصادی و اجتماعی باز کنند. این روند، نهتنها به افزایش درآمد خانوارها کمک کرده، بلکه نقش مؤثری در تابآوری اقتصادی جامعه داشته است.
بر اساس آمارهای رسمی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سهم زنان از دریافتکنندگان تسهیلات مشاغل خانگی و کسبوکارهای خرد، بیش از ۷۰ درصد است. این عدد نشان میدهد که زنان به بازیگران اصلی اقتصاد خرد تبدیل شدهاند؛ اقتصادی که اگرچه در مقیاس کلان کمتر دیده میشود، اما در سطح معیشت خانوارها و اشتغال محلی نقش حیاتی دارد.
زنان کارآفرین در حوزههای متنوعی فعالیت میکنند؛ از صنایع دستی و پوشاک گرفته تا آموزش آنلاین، تولید محتوا، گردشگری بومی، خدمات سلامت و فروش اینترنتی. بسیاری از این کسبوکارها از دل نیازهای واقعی جامعه شکل گرفته و توانستهاند با حداقل سرمایه اولیه، اشتغال پایدار ایجاد کنند. نکته قابل توجه آن است که بخش زیادی از این فعالیتها، با رویکرد خانوادگی و محلی اداره میشود و امکان تلفیق مسئولیتهای خانوادگی و شغلی را برای زنان فراهم میکند.
در سالهای اخیر، برخی از این کسبوکارهای کوچک به برندهای شناختهشده منطقهای و حتی ملی تبدیل شدهاند. زنان کارآفرینی که فعالیت خود را از یک کارگاه خانگی آغاز کردهاند، امروز شبکهای از تولیدکنندگان و فروشندگان را مدیریت میکنند و برای سایر زنان نیز فرصت اشتغال ایجاد کردهاند. این تجربهها نشان میدهد که کارآفرینی زنانه، ظرفیت تبدیل شدن به یک مدل پایدار توسعه محلی را دارد.
در این میان، نمونههای مشخصی از زنان کارآفرین ایرانی، ابعاد مختلف این تحول را بهخوبی نشان میدهد. در این میان، نمونههای مشخصی از زنان کارآفرین ایرانی، ابعاد مختلف این تحول را بهخوبی نشان میدهد. فاطمه مقیمی با تأسیس شرکت حملونقل بینالمللی «سدیدبار»، بهعنوان یکی از نخستین زنان فعال در این صنعت، مسیر حضور زنان در بخشهای کلان اقتصادی را هموار کرده است. در حوزه خدمات شهری، جمیله صادقی با راهاندازی تاکسیهای ویژه بانوان، علاوه بر ایجاد اشتغال برای زنان، پاسخی اجتماعی به نیازهای حملونقلی ارائه داده است. در اقتصاد دیجیتال، نازنین دانشور بنیانگذار پلتفرم «تخفیفان» بهعنوان یکی از چهرههای شاخص کارآفرینی آنلاین شناخته میشود؛ کسبوکاری که به ایجاد فرصتهای شغلی گسترده، بهویژه برای جوانان و زنان، انجامیده است. در بخش صنایع دانشبنیان نیز پردیس رستمزاده با مدیریت یک شرکت فعال در حوزه پلیمر و مواد پیشرفته، نمونهای از حضور موفق زنان در کارآفرینی صنعتی بهشمار میرود.
در سطح محلی و اجتماعی، زنان کارآفرین ایرانی با ابتکارات خود نقشی محوری در توسعه پایدار و توانمندسازی جامعه ایفا میکنند. زهره قاسمی با راهاندازی شبکهای از کارگاههای صنایعدستی در مناطق کمتر برخوردار، اشتغال پایدار ایجاد کرده و هاله ملکی با ایجاد پلتفرمهای فروش و خدمات دیجیتال برای تولیدکنندگان خرد، زمینه توانمندسازی اقتصادی زنان را فراهم کرده است. در حوزه فرهنگ و هنر، رانا ابراهیمی در محصولات فرهنگی و غذایی و شیرین اسکندری در حمایت از هنرمندان صنایعدستی، نمونههای موفق کارآفرینی اجتماعی هستند. همچنین، سارا علیزاده و لادن نوری با فعالیت در آموزش آنلاین و مهارتهای فناوری، نقش مؤثری در ارتقای توانمندی نسل جوان ایفا میکنند. این نمونهها نشان میدهد که کارآفرینی زنان ایرانی نه تنها درآمد و اشتغال ایجاد میکند، بلکه محرکی برای توسعه محلی و اجتماعی و تثبیت جایگاه زنان بهعنوان ستون اقتصاد نوآورانه کشور است.
ویژگی متمایز کارآفرینی زنان، پیوند آن با مسئولیت اجتماعی است. بسیاری از زنان کارآفرین، علاوه بر سودآوری اقتصادی، به توانمندسازی زنان سرپرست خانوار، حفظ تولیدات بومی، اشتغالزایی در مناطق کمتر برخوردار و کاهش آسیبهای اجتماعی توجه دارند. این رویکرد، کارآفرینی زنان را از یک فعالیت صرفاً اقتصادی، به یک کنش اجتماعی اثرگذار تبدیل کرده است.
با این حال، مسیر کارآفرینی زنان بدون چالش نیست. دسترسی محدود به سرمایه، پیچیدگیهای اداری، نبود بازار پایدار و ضعف در شبکهسازی حرفهای، از جمله موانعی است که زنان کارآفرین با آن مواجهاند. رفع این موانع، نیازمند سیاستگذاری هوشمندانه و حمایت هدفمند از کسبوکارهای زنمحور است. از منظر اقتصاد کلان، تقویت کارآفرینی زنان به معنای تقویت اقتصاد مردمی، افزایش اشتغال پایدار و کاهش فشار بر بازار کار رسمی است. زنان کارآفرین میتوانند یکی از ستونهای اصلی اقتصاد مقاوم و درونزا باشند؛ مشروط بر آنکه ظرفیت آنها بهدرستی دیده و حمایت شود.
زنان پیشرو در سلامت و پزشکی؛ ستونهای بیادعای امنیت اجتماعی
حوزه سلامت، یکی از مهمترین عرصههایی است که نقش زنان در آن نهتنها پررنگ، بلکه حیاتی و غیرقابل جایگزین است. نظام سلامت کشور در دهههای اخیر، بهطور مستقیم بر دوش زنان استوار بوده؛ زنانی که در قامت پزشک، پرستار، ماما، پژوهشگر و مدیران میانی سلامت، بار سنگینی از مسئولیت حفظ جان و کیفیت زندگی جامعه را بر عهده داشتهاند. این نقش، فراتر از یک حضور شغلی صرف، به یکی از پایههای امنیت اجتماعی کشور تبدیل شده است.
بر اساس آمارهای رسمی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، بیش از ۷۰ درصد نیروی انسانی حوزه سلامت را زنان تشکیل میدهند. در حرفه پرستاری و مامایی، این سهم بهمراتب بالاتر است و در برخی مراکز درمانی، اکثریت مطلق کادر درمان را زنان شامل میشوند. این آمار بهخوبی نشان میدهد که بدون مشارکت فعال زنان، نظام سلامت کشور عملاً قادر به ادامه فعالیت نخواهد بود.
در سالهای اخیر، حضور زنان پزشک متخصص و فوقتخصص نیز رشد چشمگیری داشته است. زنان در رشتههایی مانند زنان و زایمان، اطفال، داخلی، بیهوشی، رادیولوژی و حتی جراحی، نقش مؤثری ایفا میکنند. دکتر مریم مجتهدی، پزشک جراح و پژوهشگر برجسته، نمونهای از زنانی است که با فعالیت در حوزه جراحی و آموزش پزشکی، هم به درمان بیماران و هم تربیت نسل جدید پزشکان کمک کرده است. دکتر فاطمه کرامی، متخصص کودکان و پژوهشگر حوزه سلامت کودکان، با پروژههای متعدد پیشگیری و درمان بیماریهای کودکان، نقش مهمی در ارتقای سلامت جامعه ایفا کرده است. علاوه بر درمان، بخش قابل توجهی از آموزش دانشجویان پزشکی و پرستاری نیز بر عهده اساتید زن است؛ موضوعی که نشاندهنده نقش دوگانه زنان در درمان و تربیت نیروی انسانی سلامت است.
اوج نقشآفرینی زنان در حوزه سلامت را میتوان در شرایط بحرانی مشاهده کرد. در دوران همهگیری کرونا، زنان کادر درمان در خط مقدم مقابله با بیماری قرار داشتند. پرستاران، پزشکان و کارکنان زن بیمارستانها، در سختترین شرایط کاری و روانی، نقش تعیینکنندهای در کنترل بحران ایفا کردند. پرستارانی که با فداکاری و تحمل فشار کاری بالا، بخشهای ویژه بیماران کرونایی را مدیریت کردند، نمونهای از تابآوری و ایثار زنان در نظام سلامت هستند. این تجربه، بار دیگر نشان داد که سرمایه انسانی زنانه، یکی از ارکان تابآوری نظام سلامت کشور است.
در کنار خدمات درمانی، زنان نقش مهمی در حوزه سلامت عمومی و پیشگیری دارند. آموزش بهداشت خانواده، سلامت مادر و کودک، تغذیه، بهداشت روان و مراقبتهای اولیه، بخشهایی است که زنان در آن نقشی کلیدی ایفا میکنند. زنان فعال در آموزش سلامت مادران و کودکان در مناطق کمتر برخوردار، نمونهای از زنانی هستند که با اقدامات آموزشی و پیشگیرانه، سلامت عمومی جامعه را ارتقا میدهد. این فعالیتها اگرچه کمتر دیده میشوند، اما تأثیر بلندمدت آنها در کاهش هزینههای سلامت و ارتقای کیفیت زندگی جامعه انکارناپذیر است.
در حوزه پژوهشهای پزشکی، زنان سهم قابل توجه و افتخارآمیزی دارند و حضور آنان در جمع پژوهشگران پراستناد کشور گواه این نقش است. بیش از ۵۵۷ زن پژوهشگر ایرانی در فهرست پراستنادترین پژوهشگران جهان قرار دارند که بسیاری از آنها در رشتههای مرتبط با پزشکی و علوم سلامت فعالیت میکنند و پژوهشهایشان مستقیماً با نیازهای جامعه ایرانی پیوند دارد.
از جمله چهرههای برجسته میتوان به دکتر صدف قاجاریه سپانلو، پژوهشگر بیماریهای گوارشی دانشگاه علوم پزشکی تهران، و دکتر اکرم پورشمس در حوزه کبد و گوارش اشاره کرد که با تحقیقات بالینی خود نقش موثری در ارتقای درمانهای پزشکی ایفا کردهاند. همچنین سودابه داوران در دانشکده داروسازی و نوشین محمدیفرد از پژوهشکده قلب و عروق دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، با پژوهشهای معتبر بینالمللی، تجربیات ارزشمندی را در بهبود روشهای درمانی ارائه دادهاند. فاطمه عروج علیان، دانشیار دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی، نمونهای از زن پژوهشگری است که همزمان با ایفای نقش مادری، پروژههای علمی مهمی را در حوزه سلامت به سرانجام رسانده و در جمع یکدرصد پژوهشگران برتر جهان قرار گرفته است.
این پژوهشها نهتنها به تولید دانش کمک کردهاند، بلکه تأثیر مستقیم بر ارتقای کیفیت مراقبتهای پزشکی و سلامت جامعه داشتهاند. زنان پژوهشگر با ابتکار، تخصص و پشتکار خود، راه را برای روشهای درمانی نوین، بهبود سلامت باروری، پیشگیری از بیماریهای غیرواگیر و توسعه فناوریهای سلامت هموار کردهاند و نقششان در نظام سلامت کشور غیرقابل جایگزین است.
با وجود این موفقیتها، زنان فعال در حوزه سلامت با چالشهایی همچون فشار کاری بالا، فرسودگی شغلی، تعارض نقشهای خانوادگی و حرفهای و کمبود حمایتهای روانی مواجهاند. مدیریت این چالشها نیازمند سیاستهای حمایتی هدفمند و توجه ویژه به شرایط کاری و پژوهشی زنان است. از منظر توسعه اجتماعی، زنان فعال در سلامت نهتنها درمانگران و پژوهشگران بیماریها، بلکه نگهبانان امنیت روانی و اجتماعی جامعهاند. تقویت جایگاه حرفهای، پژوهشی و معیشتی این زنان، سرمایهگذاری مستقیم در سلامت و ثبات اجتماعی کشور محسوب میشود و تضمینی برای آیندهای پایدار و تابآور در نظام سلامت ایران است.
زنان اثرگذار در آموزش؛ معماران خاموش سرمایه انسانی ایران
آموزش، زیربنای اصلی توسعه پایدار است و در این میان، زنان نقشی محوری و تعیینکننده در شکلدهی سرمایه انسانی کشور دارند. از کلاسهای ابتدایی تا آموزش عالی و آموزشهای غیررسمی، زنان ستون فقرات نظام آموزشی ایران محسوب میشوند؛ نقشی که اگرچه کمتر در تیترها دیده میشود، اما تأثیر آن در بلندمدت بر سرنوشت کشور غیرقابل انکار است.
بر اساس آمارهای وزارت آموزشوپرورش، بیش از ۴۰ درصد معلمان کشور زن هستند و در مقطع ابتدایی، سهم زنان بهطور قابل توجهی افزایش مییابد. این بدان معناست که نخستین تجربه آموزشی میلیونها کودک ایرانی، تحت هدایت معلمان زن شکل میگیرد. معلمان زن در مناطق روستایی و کمتر برخوردار، با نقشهای چندلایه آموزشی، تربیتی و اجتماعی، تربیت نسل آینده را شکل میدهند.
در آموزش عالی نیز، زنان بهعنوان استاد، پژوهشگر و مدیر آموزشی حضور پررنگی دارند. پرفسور زهرا امامجمعه، استاد مهندسی علوم غذایی دانشگاه تهران، از جمله چهرههای شناختهشده علمی است که با بیش از ۴۰۰ مقاله منتشرشده و ترفیع سریع به مرتبه استادی تمام، در تحقیقات علمی و تربیت دانشجویان نقش مهمی ایفا کرده و سهم برجستهای در تقویت جایگاه زنان در آموزش عالی و توسعه فرهنگی دانشگاهها داشته است.
علاوه بر آن، دکتر فرنوش فریدبد و دکتر فرزانه شمیرانی از اعضای هیئت علمی دانشکدههای علوم و فنی دانشگاه تهران، در فهرست پراستنادترین پژوهشگران جهان قرار گرفتهاند که نشاندهنده نقش برجسته زنان در پژوهش علمی و تولید دانش در سطح بینالمللی است.
در کنار آموزش رسمی، زنان نقش مهمی در آموزشهای غیررسمی و مهارتی ایفا میکنند. از برگزاری دورههای زبانهای خارجی و هنر تا مهارتهای زندگی و آموزش آنلاین، اساتید و مدرسان زن با ایجاد فرصتهای یادگیری متنوع، به ارتقای توانمندیهای فردی و حرفهای میپردازند و بهویژه در دوران تحول دیجیتال، حضور زنان در آموزش آنلاین فرصتهای گستردهتری برای دسترسی به یادگیری فراهم کرده است.
زنان الهامبخش در استانها و شهرهای کوچک؛ پیشگامان توسعه متوازن
وقتی از زنان اثرگذار سخن گفته میشود، اغلب نگاهها به پایتخت و شهرهای بزرگ معطوف میشود؛ در حالی که بخش قابل توجهی از زنان نقشآفرین کشور در استانها، شهرهای کوچک و مناطق کمتر برخوردار فعالیت میکنند. این زنان، با امکانات محدود اما انگیزه و تعهد بالا، به موتور محرک توسعه محلی و اجتماعی تبدیل شدهاند و نقشی اساسی در تحقق توسعه متوازن کشور ایفا میکنند.
در بسیاری از نقاط کشور، زنان کارآفرین محلی با راهاندازی کسبوکارهای بومی توانستهاند اشتغال و پویایی اقتصادی ایجاد کنند. برای مثال، زهرا صادقی از میناب در استان هرمزگان، با فعالیتهای خود در حوزه صنایع دستی و تبدیلی، بهعنوان کارآفرین برتر کشور معرفی شده و با ایجاد فرصتهای شغلی برای زنان روستایی، نقش مؤثری در توانمندسازی اقتصادی زنان منطقه ایفا کرده است.
زنان فعال اجتماعی نیز نقش مهمی در ارتقای سرمایه اجتماعی و زندگی فرهنگی-اجتماعی استانها دارند. آنها با مشارکت در گروههای مردمی، خیریهها و طرحهای محلی، به تقویت همبستگی اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی در جوامع کوچک کمک میکنند. در بسیاری از شهرهای کوچک، زنان معلم و آموزشگر با حضور در مدارس مناطق محروم، نهتنها به انتقال دانش، بلکه به تربیت نسل آینده و توانمندسازی کودکان میپردازند؛ نقشی که در کاهش نابرابریهای آموزشی و افزایش فرصتهای یادگیری مؤثر است.
آنچه زنان الهامبخش در استانها را متمایز میکند، پیوند عمیق آنها با جامعه محلی است. این زنان، از دل همان جامعه برخاستهاند و اعتماد اجتماعی را بهعنوان مهمترین سرمایه خود در اختیار دارند؛ سرمایهای که زمینهساز موفقیت بسیاری از طرحها و ابتکارات محلی شده است.
زنان فعال در مناطق کمتر برخوردار ظرفیتهای قابل توجه و انگیزه بالایی برای پیشرفت دارند. از توانمندیهای محلی گرفته تا خلاقیت در استفاده از منابع موجود، این زنان میتوانند با هدایت درست و حمایت هدفمند، فرصتهای اقتصادی و اجتماعی تازهای خلق کنند. سیاستگذاری منطقهمحور و بهرهگیری از ظرفیتهای بومی، میتواند این پتانسیلها را به مشارکت فعال در توسعه کشور تبدیل کند و مسیر رشد پایدار برای جوامع محلی فراهم آورد.
از منظر توسعه ملی، زنان الهامبخش در استانها پیونددهنده سیاستهای کلان با واقعیتهای میدانی هستند. حمایت و توانمندسازی این زنان، بهمعنای سرمایهگذاری در توسعه متوازن، افزایش فرصتها برای همه مناطق کشور و تقویت انسجام اجتماعی و ملی است.
زنان نخبه ایرانی؛ پیشگامان علم، فناوری و نوآوری
زنان در سالهای اخیر حضوری پررنگ و اثرگذار در علم، فناوری و کارآفرینی داشتهاند و توانستهاند جایگاه خود را در عرصههای نوآورانه تثبیت کنند. بیش از ۲۴ درصد اختراعات ثبتشده در ایران متعلق به زنان است، رقمی که از میانگین جهانی بالاتر است. با وجود این، سهم زنان در بنیانگذاری استارتاپها حدود ۱۲ درصد است و تلاشها برای افزایش آن ادامه دارد.
پیشگامان علم و پژوهش؛ تولید دانش و حل مسئلههای حیاتی
زنان نه تنها سهم بزرگی از آموزش عالی را در اختیار دارند، بلکه در پروژههای تحقیقاتی و پژوهشهای بینالمللی نیز فعال و شناختهشده هستند.
- دکتر سپیده میرزاییورزغانی، زیستشناس مولکولی، مدال مصطفی برای دانشمندان زیر ۴۰ سال را دریافت کرد. تحقیقات او درباره مقاومت سلولهای سرطانی به درمانهای شیمیدرمانی، یکی از چالشهای بزرگ پزشکی امروز است.
- دکتر بیبی فاطمه حقیر سادات در حوزه نانوبیوتکنولوژی فعالیت میکند و با ثبت بیش از ۱۲ پتنت داخلی، پلی میان علم و فناوری درمانهای نوین ایجاد کرده است.
- دکتر ماریا بیهقی با گرنت COMSTECH Young Women Researcher، تحقیقات خود را در زمینه نانوفرمولاسیونهای درمانی بیماریهای عصبی پیش برده است.
این زنان و بسیاری دیگر از آنها با فعالیت در علوم پایه، مهندسی زیستفناوری، نانوفناوری و شیمی، جایگاه علمی کشور را ارتقا دادهاند.
ایران در فناوری و استارتاپ؛ زنان در اکوسیستم نوآوری میدرخشند
زنان ایرانی در حوزه فناوری و استارتاپ نیز حضوری جهانی دارند.
- نیلوفر رازی، بنیانگذار Glowing.io، برای ترویج آموزش STEM و توانمندسازی دختران و زنان در فناوری شناخته شده است.
- شادی نوری، مؤسس Avatech، یکی از شتابدهندههای اصلی نوآوری کشور، مسیر رشد بسیاری از استارتاپها را هموار کرده است.
در رقابتهای بینالمللی BRICS Women’s Startups Contest 2024، زنان ایرانی توانستند جایزه کسب کنند:
- آرام کریمی با پروژه تشخیص خودکار خطا در خطوط انتقال برق
- مهوش آبـیاری با نوآوری در فناوریهای سلامت
- مرضیه ابراهیمی با بانک سلولهای ایمنی برای درمان بیماریها
- سیده فاطمه حسینی با طراحی قاشق هوشمند برای بیماران با لرزش دست
این موفقیتها نشاندهنده جایگاه زنان ایرانی در هوش مصنوعی، سلامت دیجیتال و فناوریهای کمکی در سطح جهانی است. همچنین بیش از ۱,۵۰۰ شرکت دانشبنیان در ایران توسط زنان مدیریت میشوند که نشاندهنده رشد روزافزون نقش زنان در هدایت اقتصاد دانشبنیان کشور است.
زنان برجسته ایرانی؛ از موفقیت فردی تا سرمایهسازی ملی
زنان در سالهای اخیر حضوری اثرگذار و پیشرو در حوزههای علمی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کشور داشتهاند. موفقیت آنها تنها دستاوردی فردی نیست، بلکه بخش مهمی از تولید سرمایه انسانی و اجتماعی کشور بهشمار میرود. پژوهشگران، کارآفرینان، معلمان، پزشکان، فعالان فرهنگی و اجتماعی، هر یک با نقشآفرینی خود، تأثیری فراتر از زندگی شخصیشان بر جامعه و سیاستگذاریهای کلان گذاشتهاند.
وجه مشترک زنان برجسته ایرانی، پیوند تخصص، مسئولیت اجتماعی و تعهد به جامعه است. بسیاری از آنها مسیر موفقیت را با پشتکار، خلاقیت و عبور از محدودیتها طی کردهاند، نه با تکیه بر فرصتهای ویژه.در عرصه علم و دانشگاه، زنان پژوهشگر و استاد، با تولید دانش، تربیت نیروی انسانی و هدایت شرکتهای دانشبنیان، به تغییر ساختار علمی کشور و ارتقای کیفیت پژوهش کمک کردهاند. در حوزه کارآفرینی، زنان با ایجاد کسبوکارهای نوآورانه و محلی، علاوه بر اشتغالزایی، مسئولیت اجتماعی و توانمندسازی دیگر زنان را نیز مدنظر قرار دادهاند. این کسبوکارها نشان میدهد کارآفرینی زنان اغلب توسعهمحور و انسانی است. در آموزش، زنان معلم و مدیر، ستون اصلی تربیت نسل آیندهاند و تأثیر آنها بر توسعه پایدار، حتی اگر در آمار اقتصادی دیده نشود، بسیار عمیق و بلندمدت است. در فرهنگ و رسانه نیز زنان با روایت مسائل اجتماعی و بازنمایی واقعیتهای جامعه، آگاهی عمومی را ارتقا داده و پل ارتباطی میان مردم و تصمیمگیران شدهاند.
تجربه این زنان نشان میدهد که مشارکت فعال و هدفمند این قشر، شرط لازم برای توسعه پایدار و متوازن کشور است. حمایتهای هدفمند و فرصتهای برابر میتواند مسیر ظهور نسل جدیدی از زنان اثرگذار را هموار کند. بازخوانی مسیر زنان برجسته ایرانی، نه تنها یک اقدام رسانهای، بلکه بخشی از الگوسازی اجتماعی و سرمایهسازی ملی است؛ روایتی الهامبخش برای نسل جوان، به ویژه دختران، که مشارکت زنان در پیشرفت کشور را به یک ضرورت راهبردی تبدیل میکند.
انتهای پیام/
نظر شما